۱۴۰۳ اسفند ۱۷, جمعه

به پیشواز ۸ مارس

 

به پیشواز هشت مارس ! 

رهایی زن تنها با رهایی انسان و در بیان اقتصادی آن با رهایی کار از سرمایه میسر است (کلارازتکین) 

بهمین خاطر است هشتم مارس با جنبش کارگرى، حرکتهاى مردم آزادیخواه و برابری طلب علیه بیحقوقى و نابرابرى در جهان سرمایه داری شناخته شده است 

اسماعیل مولودی ۶ مارس ۲۰۲۵

 کلارا زتکین : در سخنرانی اش در گردهمایی سوسیالیستها در ۱۹۱۰ در دانمارک چنین گفت؛ ما میدانیم که رهایی کامل زن نه صرفا با بدست آوردن حق اشتغال میسر است و نه با داشتن حق تحصیل، اگر چه اینها نیز حق مسلم و طبیعی ما و حتی مقدم به حقوق سیاسی ما هستند. گواه ما تجربه کشورهایی است که در آنان زنان حق شرکت در انتخابات باصطلاح همگانی آزاد و مستقیم را دارند. در این کشورها حق رای بدون داشتن استقلال اقتصادی زنان، تفاوتی واقعی در وضعیت آنان بوجود نیاورده است. اگر رهایی اجتماعی تنها با رهایی سیاسی میسر بود، رهایی زن تنها با رهایی انسان و در بیان اقتصادی آن با رهایی کار از سرمایه میسر است.

این توجه دور اندیشانه کلارازتکین به مسله برابری زن در تمام عرصه های زندگی، امروز بعد از ۱۱۵سال هنوز بقوت خود باقی است. اگر به جنبش سه سال اخیر زنان در ایران نگاه کنیم (زن زندگی آزادی) بخاطر ضعفهای اساسی اش و نداشتن ارتباط با حرکتهای کارگری و مبارازات متحدانه در جامعه نتوانست به اهداف خود برسد. بهمین خاطر مبارزات کارگری متحد و متشکل با دیگر اعتراضات و جنبشهای اجتماعی میتواند به خواستهای جامعه جامه عمل بپوشاند. مبارزه در دنیای سرمایه داری و با سیستم فاسد استثمار انسان از انسان از کانال جنسیت، ناسیونالیسم نمیگذرد. بلکه در جامعه طبقاتی تنها مبارزه طبقاتی میتواند جامعه را به آمال انسانی خود برساند. هشت مارس به پشتیبانی اعتراضات کارگری در دنیا هشت مارس شده . 


 

روز هشتم ماه مارس تاریخا به عنوان روز جهانى زن به خاطره مبارزات زنان کارگر نساجى در سال ۱۸۵۷ میلادی درشهر نیویورک امریکا یعنی قریبا ۱۶۷ سال پیش بر مى گردد. بهمین خاطر است هشتم مارس با جنبش کارگرى، حرکتهاى مردم آزادیخواه و برابری طلب علیه بیحقوقى و نابرابرى در جهان سرمایه داری شناخته شده است. در دنیای فاسد سرمایه داری زنان هنوز نتوانسته اند بعد از این همه مبارزات و جانفشانی ها ، بعد از ۱۶۶ سال به خواست برابری خود با مردان برسند .

بوضوح پیداست که هیچ جامعه ای نمیتواند آزاد و انسانی باشد مگر مسله استثمار سرمایه ، برابری انسانها را عملا به پلاتفرم زندگی روزانه مردم درجامعه تبدیل کرده باشد. این باید به امر روز مره مبارزات کارگران تبدیل شود و برای بعمل در آوردن آن باید صف طبقه کارگر از اخلاق و فرهنگ مرد سالار و ضد زن جدا شود. کارگران آگاه و مبارز و کمونیست باید در افشاگری فرهنگ ضد بشری مرد سالار، خشونت و تحمیل بی حقوقی بر زنان و کودکان پیش قدم باشند. ضامن اتحاد و پیروز ما مبارزه جدی و روز مره در صف خود طبقه کارگر علیه افکار و فرهنگ ضد بشری مرد سالاری باشد. هشت مارس سنگر مبارزه سراسری برای برابری و آزادی جامعه انسانی از استثمار و نابرابری است.

باید در روز هشت مارس امسال در سراسر دنیا به پاس مبارزات انسانهای برابری طلب، کمونیست و آزادیخواه که مسبب و بانی این روز جهانی هستند،  پر چم مبارزه علیه تمام نابرابری های جامعه سرمایه داری را بلند کنیم. باید همصدا علیه کلیه قوانین تبعیض جنسیتی و حجاب ایستاد و به هر شیوه ممکن باید مسله حجاب اجباری را به نفع آزادی و برابری زن و مرد در جامعه تبدیل کرد .

 

زنده باد اتحاد وهمبستگی ما علیه نظام فاسد سرمایه داریزنده باد اتحاد وهمبستگی ما علیه نظام فاسد سرمایه داری

۱۴۰۳ بهمن ۲۹, دوشنبه

فضای سیاسی امروز

 !نگاهی به فضای سیاسی امروز 


 راسیسم علیه : مدرنیسم، اعتراضات کارگری و آزادیخواهان جامعه بشری شمشیر را از رو بسته است 


اسماعیل مولودی   ۱۷ فوریه ۲۰۲۵


بعد از شکست نظم نوین که در اوائل دهه ۱۹۹۰ برقرار شد. بعد از فراز و نشیبهای اقتصادی سی سال و اند اخیر (بحران اقتصادی ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸، بحران سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴، ورشکستگی بنگاهها و شرکتهای خانه سازی در آمریکا و بحران گسترده مسکن در آمریکا که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ ادامه داشت و نیز اکنون با بحران اقتصادی کنونی و پایین آمدن درآمد مردم و نیز تحمیل گرانی سرسام آور). همه و همه روند سیر قهقرایی جامعه بشری را نشان میدهد که سرمایه داران بشدت ثروت اندوزی میکنند و مردم جامعه برای امرار معاش خود تا سرحد نابودی خود تلاش مینمایند. اینها نشان بارزی است از نادیده گرفتن زندگی مردم، پایمال کردن حقوق حقه انسانها، سرکوب تمامی تشکلهای کارگری گسترده کردن فقر  ونداری در جامعه بخصوص در آفریقا، آسیا، آمریکا و کم کردن خدمات اجتماعی درکشورهای اروپایی (که زمانی بعنوان مرفه خودرا قلم داد میکردند ) 

در این فضای حمله به سطح معیشت مردم به امری عادی و روزمره تبدیل شده و همین خود باعث ناامنی و بی ثباتی زندگی انسانها در جامعه امروز شده است. دلیل این امر روشن است : جامعه فاسد سرمایه داری بر بستر ناامنی زندگی انسانها استوار و پایدار است. سرمایه داران این حمله را قبل از ۱۹۹۰ شروع کرده بودند. تلاش کردند تمامی حکومتهای نیم بند لیبرال را از بین ببرند،  تمامی اتحادیه ها و تشکلهای کارگری در سطح دنیا را مورد حمله سازمان داده 

شده قرار دادند. از به شکست کشاندن اعتصاب کارگران معادن زغال سنگ در ۱۹۷۶ در انگلیس این حمله را سازمان یافته تدریجی شروع کردند. اندک اندک با فشار اقتصادی، سازمان دادن حکومت های باند سیاهی، و نیز توقف یا بسکوت کشاندن روزنامه های رادیکال در دنیا. زمینه حمله و کودتا های زنجیره ای در دنیا را راه انداختند. اسلامی سیاسی بعنوان یک ترفند سیاسی را بدست گرفتند و توانستند از عقب ماندگی و جهل مردم در جامعه استفاده کنند تا جلو مدرنیسم و سکولاریسم را بگیرند. از آنجا که فی بداهه خاورمیانه مهد این اسلام و دیگر فناتیک های مذهبی است. مبدای شد برای گسترش اسلام و راه انداختن متوحش ترین نوع آن مثل حکومت ایران، طالبان و داعش. زیرا عوامل و فعالین این تفکرات قرون وسطیی در صحنه وجود داشتند. شروع این حرکتها در جامعه و طنیدن آن به اطراف بهترین وسیله ای شد برای به عقب راندن هر صدای آزادیخواهی و رادیکال در جامعه. 

بنابراین با توجه به اوضاع کنونی و رشد راسیسم در جامعه (که با سرکار آمدن ترامپ در آمریکا راسیسم رسما یک ترند سیاسی امروزی شده)  سرمایه داری متوحش این برگ را برای نجات خود به صحنه آورده است. اگر به سخنرانی معاون رییس جمهور کنونی آمریکا در (۱۵ فوریه ۲۰۲۵) مونیخ در جلسه پارلمان اروپا دقت کنیم بوضوح متوجه میشویم که امپریالیسم شکست خورده آمریکا برای نجات خود میخواهد بعد از خاورمیانه و اوکرایین اروپا را نیز در نوردد و کشورهای اروپای واحد را از هم بپاشد. زیرا راسیسم به هیچ اتحادی بین انسانها در جامعه معتقد نیست جز انسجام سرمایه جهانی آنهم در چهار چوبه قدر قدرتی آمریکا. 

این موج راسیسم که دارد دنیا را در مینوردد تا خودرا به جامعه انسانی تحمیل کند. یکی از موئلفه های ماندگاری سرمایه داریست. اگر به تاریخ حداقل صد سال گذشته نگاه کنیم، بعد از بحرانهای مالی - اقتصادی (که خود سرمایه داران در رقابت با همدیگر بوجود میآورند) مسله تقسیم قدرت سیاسی در دستور قرار میگیرد. قطعا این تقسیم قدرت هم از راه پایمال کردن آزادیهای فردی و اجتماعی و همچنین پایمال کردن حقوق شهروندی انسانها میگذرد. قطعا همه میدانیم زمینه قدرت گیری نازیسم و فاشیسم بعد از بحران مالی اقتصادی دهه های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۳ بوجود آمد. هم اکنون هم بعد از بحرانهای ادواری دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ اکنون راسیسم بعنوان یک قدرت برای تثبت اتوریته خود تلاش میکند. ابزار های این حرکت با گسترش آنفورماتیک و سوسیالامیدیا سریعتر و روزانه تر شود. نقش آنفورماتیک و ایجاد فضای مجازی در دنیا تلاشی است برای به حاشیه راندن و منفک کردن قدرت مردم در جامعه . بخانه فرستادن انسانها، محبوس کردن آنها در دنیای مجازی. و خفه کردن و به حاشیه راندن اعتراض و تشکلهای کارگران و مردم آزادیخواه، علیه سرمایه داری در جامعه را به حداقل میرساند. بهمین خاطر است که با توجه به انواع و اقسام حرکتها در سطح جامعهِ چون محدود، منطقه ای و صنفی هستند. راحت در نطفه خفه خواهند شد. یعنی فعلا در این فضای موجود حرکت رادیکال و منسجمی علیه این عربده کشی راسیست ها در سیاست جهانی وجود ندارد. در نبودن این جو قطعا راسیسم با اطمینان خاطر برای نقشه های خود فعالیت میکند


 

نمونه :عربده کشی صهیونیسم برای نسل کشی فلسطینی ها در غزه، به قهقرا بردن جامعه ایران، وجود گروههای هار اسلامی در

 غزه، سوریه، لبنان، پاکستانِ، سودان و کنگو.... کم نیستند. غرق شدن انسانها در دریا ها در گروه های صد و هزاران نفره در سالهای اخیر کم نیستند. آری همه اینها نشان از سرکوب شدن اتحادیه ها و تشکلهای رادیکال کارگری، از بین بردن تشکلهای آزادیخواه در جامعه و به زندان انداختن و نابودن کردن انسانهای فعال و کمونیست در جامعه است. 

اگر در اوایل ۱۹۰۰ نازیسم و فاشیسم به صحنه آمدند و میلیونها انسان(کمونیست\کارگران معترض\یهودی ها و انسانهایی که بنوعی ناقص بودند) را در کوره های سوزاندند. اما در مقابلش رادیکالیسم بلشویکی اعتراضات کارگری  و آزادیخواهی در اروپا شکل گرفت که نقش مهمی در نابودی و بزانو درآوردن نازیسم داشتند. بهمین خاطر جامعه انسانی توانست از شر نازیسم و فاشیسم خلاصی یابد. اما متاسفانه فعلا جامعه در یک سکوتی ناخوشایند قرار دارد. این خود حمله راسیسم به جامعه را آسان کرده است

سرمایه داران بوسیله بانکهایشان (که تمامی ثروتهای جامعه را در اختیار دارند) مردم و زندگی روزانه مردم را بگروگان گرفته اند. تا نان روزانه آنهارا حساب شده در سفرهایشان بگذارند. این یعنی بردگی کاملی که طناب و ریسمان آن نامریی است. در این فضا و با نقشه هایی که امروز بسرعت از جلو چشم ما میگذرد، به ما انسانهای آزادیخواه و کمونیست ندا میدهد باید در تدارک یک اتحاد سراسری در دنیا بین آزادیخواهان و انسانهای کارگر و رادیکال باشیم. تنها با اتحاد و تشکل طبقه کارگرو مزد بگیران در دنیا میتوان جلو این توحش سرمایه داری را گرفت. 

زنده باد اتحاد و تشکل تمامی مزدبگیران در دنیاعلیه حمله سازمان داده شده راسیسم در جامعه

۱۴۰۳ بهمن ۲۸, یکشنبه

مصاحبه با روزنامه

 

گوشه ای از فعالیتها و نقش من در جامعه سوئد 


  (Pensionär Riksorganisation, PRO)روزنامه تشکیلات سراسری بازنشستگان سوئد

  بقصد انعکاس فعالیت اعضا خود در سوئد مصاحبه ای را با من در ماه سپتامبر ۲۰۲۴ انجام داد. این مصاحبه در ژانویه ۲۰۲۵ در روزنامه  به چاپ رسید ه. هدف روزنامه این بود که اعضا فعالی که در سوئد متولد نشده اند ولی نقش و  نیز فعالیت و خدمات زیادی در سطح جامعه انجام داده اند را منعکس کند. 

بهمین خاطر من این مصاحبه را در اختیار دوستان و رفقای خود میگذارم







۱۴۰۳ مهر ۲۰, جمعه

خبر از یک توطئه


 !خبر کوتاه

 :روزنامه دست راستی فیگارو در فرانسه نوشت

فیگارو طرح تغییر رژیم ایران را خطرناک خواند و از نتانیاهو خواست از آن صرف‌نظر کند.

نتشر شده در: 10/10/2024 - 16:24


توطئه ای آشکار علیه مبارزات کارگران مبارز و مردم آزادیخواه ایران 

اسماعیل مولودی ۱۱ اکتبر ۲۰۲۴ 


این مقاله گویای این حقیقت است که رژیمهای سرمایه داری غرب شریک دزد و رفیق قافله اند. اولا نمیخواهند رژیم ایران برانداخته شود دوما از قبل جنگ خاورمیانه و سازمان دادن مزدوران نیابتی خود مثل اسراییل و ایران میخواهند ناآرامی و کشتار در خاورمیانه ادامه یابد. به دو منظور یک سرکوب صداهای آزادیخواهی در منطقه . دوم فروش اسلحه برای چپاول همگی ثروتهای موجود در منطقه چه بصورت مستقیم و یا بصورت مزدوران منطقه ای خود.

اما خارج از اینها رژیم های غربی از تغییر حاکیمت ایران میترسند، زیرا آگاه هستند که تنفر وخشم انقلابی مردم بجان آمده از رژیم ایران میتواند افسار را از دست غربی ها بگیرند.  تمامی فاشیسم و سیستم حاکم را بزیر بکشند. این مقاله فیگارو گویای یک واقعیت دیگری هم هست و آن اینکه تمامی نمایش روحوضی دفاع از حقوق بشر، دفاع از زنان و مردم ایران و راه انداختن ملیجکی مثل رضا ربع پهلوی و دیگر گروهای مزدور در منطقه و یا ادعای خواست آزادی زندانیان سیاسی در ایران . همه و همه برای سرپا نگهداشتن فاشیسم اسلامی در منطقه و بخصوص در ایران است. زیرا جنبش قدرتمندی که مثل آتش زیر خاکستر است. دشمن واقعی سیستم سرمایه داری در ایران میباشد. 

غربی ها دوست هیچکدام از جنبش های برابری طلبی و آزادیخواهی در دنیا نیستند. بنیاد سرمایه داری بر ایجا اختلاف راه انداختن جنگ و ایجاد بازار برای سود سرمایه است.

در نتیجه:

در همین چهل و چند سال حاکمیت فاشیسم اسلامی در ایران. رژیم های غربی بارها نمایش رو حوضی و بنام دفاع از حقوق بشر راه انداخته اند و مردم ایران به ریش این مسخره بازی ها خندیده است.  همچنین در این مدت ما آگاه هستیم که سرمایه داری جهانی با ایجاد تفرقه بین جامعه در اشل های مختلف. مثل باد زدن ناسیونالیسم و به صحنه آوردن نژادپرستی ، استفاده از مذهب و عقب نگاه داشتن اکثریت مردم جامعه از وضعیت موجود. گسترش دادن ترس و بی هویتی انسانها، تحمیل فقر بر مردم جامعه ، از سرنگونی سیستم سرمایه داری جلوگیری کرده است.

برای همه انسانهای سوسیالیست و برابری طلب باید روشن باشد که تنها به میدان آمدن متحدانه طبقه کارگرآگاه و سوسیالیست جهانی میتواند پوزه فاشیسم سرمایه داری را به خاک بمالد. برای این بر همه انسانهای سوسیالیست و آزادیخواه و برابری طلب در ایران واجب است که فاسد بودن سیستم سرمایه داری را افشا و رسوا کنند.  ما فعالین سوسیالیست این نسل امر خطیری در پیش رو داریم . ایجاد اتحاد و همبستگی طبقاتی و نیز روشنگری و افشای هر چه بیشتر سیستم فاسد سرمایه داری با تمامی ترفند هایش. بخصوص در ایران اتحاد بین طبقه کارگر و جنبش آزادیخواهی را باید تقویت و متحد کرد. زیرا تنها با اتحاد و همبستگی طبقاتی میتوان فاشیسم حاکم را به زیر کشید و توطئه های سرمایه داران برای سرپا نگهداشتین فاشیسم حاکم برایران را بگور سپرد. 


زنده باد اتحاد و همبستگی ما 

زنده باد سوسیالیسم.

۱۴۰۳ مهر ۱۹, پنجشنبه

علیه اعدام متحد شویم

 باید علیه اعدام متحد و متشکل شد

اعدام جنایت قانونی حاکمان سرمایه داریست علیه آزادی و حرمت انسان!

اسماعیل مولودی   ۱۰ اکتبر ۲۰۲۴

اعدام در تاریخ حقوق ، کیفرسنگینی است برای مجازات خاطی از اوامر و قوانین وضع شده در جامعه. تاریخا اعدام قریب به چهارهزار سال است در دست حاکمان جنایتکار است . بدین وسیله مردم جامعه را کنترل میکنند و مخالفین خودرا نابود میکنند.

امروز دهم اکتبر ۲۰۲۴ روز جهانی مبارزه علیه اعدام است. سازمان عفو بین الملل همراه با سازمانها و تشکلهای انسان دوست در دنیا در سال ۱۳۸۶ خورشیدی( برابر با دهم اکتبر ۲۰۰۷میلادی ) قطعنامه ای را به مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر “توقف اعدام در جهان ارائه دادند. این اقدام تلاشی در جهت لغو مجازات اعدام و حرکتی انسانی در دفاع از حقوق انسان در جهان بود. 
نتیجه اش این شده که حساسیت و پیگیری مسله اعدام در جهان جدی تر شده


.
تاریخا اولین سند تدوین شده رسمی بجامانده به ۱۸ قرن قبل از میلاد مسیح، در زمان حکومت حمورابی پادشاه بابل باز میگردد. در این سند مجازات ۲۵ جرم اعدام پیش بینی شده است. در یونان باستان تحت قوانین (دراکو) اعدام جهت جرایمی چون قتل ، خیانت ، تجاوز و نا اطاعتی از فرمان حاکم به طور گسترده استفاده میشد. افلاطون معتقد بود اعدام تنها باید در مواردی اعمال شود که مجرم اصلاح ناپذیر باشد. این نمونه های تاریخی را برای این آوردم که اعدام همیشه ابزار دست قدرتمندان و حاکمان بوده و برای به اطاعت در آوردن افراد جامعه از آن استفاده میکردند و هنوز هم استفاده میکنند.
به دنیای موجود و به حاکمان فاشیستی که بر منسب قدرت هستند نگاه کنید؛ به دارو دسته های باند سیاهی حکومتی نگاه کنید، همه اینها برای گرفتن جان و زندگی انسانها اجیر شده اند. در نتیجه اگر به پیشرفت و تاریخ بشر نگاه کنیم، با توجه به تمام پیشرفتهای علمی و تکنیکی؛ با توجه به میلیاردها ثروت که در دست سرمایه داران است. هنوز مثل ۱۸ قرن قبل از میلاد مسیح مجازات اعدام را اجرا میکنند. البته نا گفته نماند در اثر مبارزات کارگران، زحمتکشان و مردم آزادیخواه در خیلی از کشورها(۱۰۳ کشور) در جهان امروز حکم اعدام را لغو کرده اند. اما هنوز جانورانی مثل رژیم اسلامی و حاکمانی دیگر در ۲۲ کشور هنوز اعدام ابزار حاکمیت شان است.

تمام آنهایی که امروز در دنیا در منسب قدرت هستند بزور خودرا حاکم کرده اند. به زور اسلحه، تبلیغات، جعلیات، خرج میلیاردها دلار پول از ثروت مردم جامعه خودرا حاکم کرده اند. به کارناوالهای تبلیغاتی این حاکمان نگاه کنید. 
جامعه در اختیار بلا منازع آنهاست. بنابراین اینها می نشینند و در مورد قوانین صحبت میکنند. قطعا قوانینی که در وهله اول حافظ منافع سرمایه آنهاست. در جامعه ای که حاکمان مجازات اعدام را در مورد انسان جاری میکنند در اوج عقل و شعور و در کمال خونسردی مرتکب این جنایت میشوند. آنچه بیش از هر چیز دیگر مشمئز کننده و درد آور است، این قوانین وارونگی این دنیای بربریت و توحش است.

در اینکه تشخیص داده شود چه کسی جنایتکار است احتیاج به خیلی تفحص ندارد. کافی است به قوانین کار کشورها نگاه کنید، به مسئله بهداشت و تندرستی نگاه کنید و به مسئله امنیت اجتماعی و اقتصادی انسانها در جامعه نگاه کنید. بنابراین تشخیص اینکه جنایتکار کیست ؟ امری ساده ست اگر چه کسی بخواهد در عین حال ساده میتوان تشخیص داد که جنایتکاران اصلی کسانی هستند که در حاکمیت اند، بیشترین سود و ثروت جامعه را در اختیار دارند و از گرده مردم کارگر و زحمتکش نان میخورند. اگر به صحنه دنیا نگاه کنید روزانه چه ها جنایات بنام قانون و اجرای قانون رخ میدهد. قتل عام کردن زندانیان سیاسی و مردم بجان آمده روزانه در خیابانها و میدانهای شهر ها نمونه بارزی است که نشان میدهد قوانین موجود در دنیا , انسانی نیست. نویسندگان، طراحان و مجریان این قوانین جنایتکارند. عمدتا گرفتن جان انسانها بدلایل دیگری صورت میگیرد. قوانین تحت نام جرم و مجرمین حیات یک انسان را میگیرند و برای حفظ آرامش جامعه بورژوازی در کارخانه، در صف کارگران بیکار ( عراق، ایران، افغانستان، آمریکا، انگلیس، فرانسه و …) در صف انتظار تخت بیمارستان انسان هارا از حق حیات ساقط میکنند. (حتما همه این روزها افاضات وزیر بهداشت رژیم فاشیست اسلامی را شنیده اید) در واقع چه کسی جنایتکار است. آیا آن شخصی که برای ارتزاق زندگیش دست به دزدی میزند یا آنهایی که حاکم هستند. بهر حال اعدام قتل عمد است حال از طرف دولت باشد یا هر جریانی دیگر. باید قوانین اعدام در دنیا لغو شود

حکومت های فاشیست/ مذهبی  مثل صهیونیستها در اسراییل، فاشیستهای اسلامی در کشورهای مسلمان که امروز خاورمیانه را بکمک امپریالیستهای شرق و غرب به جهنمی برای ساکنان آن تبدیل کرده ان. امروز اینها در صدر صدها کشور مثل کشورهای خاورمیانه ٬ آفریقا آمریکا و آسیا هستند باید در روز جهانی علیه اعدام خواستار سرنگونیشان شد و بخصوص در ایران باید سران رژیم فاشیستی مذهبی محاکمه شوند بخاطر اعدام صدها هزار انسان و اجرای قوانین، سنگسار و آپارتاید جنسیتی در ایران باید پای میز محاکمه و مجازات شوند.


مرگ بر اعدام

۱۴۰۳ شهریور ۱۹, دوشنبه

یک سوال

    جوابی کوتاه به سوال یک دوست

چرا اتحاد بین مردم مبارز نیست؟ نه فقط در خاورمیانه حتی در اینجا، یعنی در اروپا!

جواب !!

مشکلات امروز را میتوان از جهات مختلف بررسی کرد. جامعه طبقاتی و اختلاف بین دارا و ندار روندی است که دنیای سرمایه داری بشدت بر آن سرمایه گذاری میکند. زیرا اتحاد بین انسانها بضرز سرمایه داریست. این مشکلی است که متاسفانه امروز مردم مبارز دردنیا با آن دست به گریبانند. جواب به این مساُل در گرو بالا رفتن شعور ، اخلاق و فرهنگ انقلابی و دانش آن در جامعه است. در دنیایی که سرمایه داری ساخته است می‌رود انسانها را از هم منفک کنند و هر کسی، در دنیای تنهایی خودش در جامعه ای بنام سوسیال میدیا سر گرم شود. هر کس دهها دوست مجازی دارد که حتی در خیابان همدیگر را ببینند، همدیگر را نمی‌شناسند یا دوست ندارند با هم در واقعیت ملاقات کنند.
این روند اگر چه جنبه های مثبتی دارد و نشان از ترقی و پیش رفت علم، تکنولوژی و آنفورماتیک است، که ستودنی است. اما متاسفانه همه توان و دانش این را ندارند که از این وسیله برای اتحاد و همبستگی خود در جواب به نابرابری های جامعه، در مقابل سرکوبهای فاشیستی حکومت مداران امروز استفاده کنند. در ثانی مالکین قدرتمند سوسیال میدیا، راحت هر صدای رادیکال و برابری طلبی را حذف یا بلوک میکنند، ویا تحت نام مسله امنیت طرف را با انواع شگردها ایزوله می‌کنند.
اما اگر جوابی کوتاه به سوال شما داده باشم این است!
برای جواب به چه باید کرد! باید انسانها در دنیای واقعی متشکل و متحد شوند تا بتوانند با هم فکری و هم نظری جواب به سوالها و نیازهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود بدهند. در دنیای واقعی و حضور فیزیکی انسانهاست که اتحاد و تشکل و همبستگی را بوجود میآورد اتحاد و اعتماد را قوی میکند. در کنار میتوان از سوسیال میدیا برای رساندن سریع پیامها و نیز همفکری ها هم استفاده کرد.
اسماعیل مولودی
۱۸ شهریور ۱۴۰۳

۱۴۰۳ مرداد ۱۶, سه‌شنبه

مرگ بر جنگ

سایه جنگ بر دنیا جولان میکند!

جنگ امپریالیستها برای تقسیم مجدد جهان اجتناب نا پذیر است!!

اسماعیل مولودی ۶ اوت ۲۰۲۴

مقدمه

دنیای امروز شاهد شاخ و شانه کشیدنهای امپریالیستها برای هم است. جهان منتظر حوادثی است که میلیونها انسان در این تنش جان مال و زندگی شان را از دست میدهند. در این ماجرا فاشیستها و راست جامعه و نیر نیروهای مذهبی آتش بیار این معرکه هستند. اسلامی ها صهیونیستها و نیز نیروهای نژاد پرست در این میان رل اصلی را دارند.

از نظر حوادث تاریخی قریب به سی و چهار سال پیش آمریکا شیپور جهانی نظم نوین را زد و تلاش کرد با از بین بردن دیوار برلین و در شروع خود، تقسیم و پاره پاره کردن بالکان و شوروی سابق با سرکار آوردن لیتسن نشان دهد دنیا در سایه آمریکا و متحدانش در آرامش بسر خواهد برد. غافل از آنکه طمع و حرص سرمایه داری اساسا بر نابرابری ها استوار است و همان هایی که نظم نوین داد میزدند مجبور شدند برای راه برد نظم فاسد سرمایه اری درگیر ماجراهای خاورمیانه و  تاراج کردن و ازبین بردن سیستم اجتماعی کشورهایی مثل افغانستان ، سوریه ،عراق، یمن، لیبی، سومالی وتکه تکه کردن کشورهای بالکان و نیز تاراج زندگی مردم و آواره کردن میلیونها انسان از زندگی خود. راه انداخین جنگهای قبیله ای در غرب آفریقا و نیجریه دست بکار شدند. تا نشان دهند قدر قدرت مطلق هستند. در همین رابطه با طمع بیشتر و تحت نام آزادی ، تبدیل کردن سازمان ملل به آلت دست خود. تحت نام حمایت از بعضی کشور ها آنهارا در گیر جنگهای منطقه ای و داخلی کردند. سرباز این نقشه های شوم دم و دستگاه نظامی فاسدی است بنام اتحادیه اروپا و ناتو که در همپیمانی با نظم نوین آمریکا خودرا ژاندارم آمریکا اعلام کرده اند. در همین رابطه در تناقضات منطقه  نقشه هایشان تقریبا شکست خورده زیرا رقیب این بازی نامیمون بعد از جنگ سرد خودرا حدادی کرده اند و اکنون رقیب را به هماوردی میطلبند.  آمریکا برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای خود در زمینه ها اقتصادی نظامی و اجتماعی اورپارا در گیر نموده و تلاش میکندکمبودهای خودرا به جلو انداختن اتحادیه اروپا و ناتو لاپوشانی چند. امپریالست چین و روسیه از این مسله استفاده کرده بصورت خزنده در آفریقا جنوب شرقی آسیا و آمریکای لاتین برای خود جا باز کرده اند. سازمان همکاری های شانگهای یک اتحادی است علیه نظم نوین که کشورهای چین روسیه هند آفریقای جنوبی و برازیل آنرا تشکیل دادند و نیز حالا کشورهای بیشتری بدانها پیوسته است. این نمونه ها خبر از رو به اضمحلال شدن نظم نوین و در راس آن آمریکاست

 


کرونوژی کوتاهی از رقابت امپریالیستها در سه دهه اخیر

اگر به کرونولوژی رقابت بین امپریالیستها نگاه کنیم از سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ با اشغال عراق و تقسیم آن بین آمریکا و انگلیس. ایجاد چمیته تشخیص سلاحهای شیمیایی که فقط یک بهانه بی پایه بود. در دهه ۲۰۰۳  حمله مخدد به عراق و اشغال آن . تکه تکه کردن آن و خاورمیانه و  تاراج و به جولانگاه اهداف فاسد خود تبدیل کرده اند. با ازبین بردن سیستم اجتماعی کشورهایی مثل افغانستان ، سوریه ،عراق، یمن، لیبی، سومالی وتکه تکه کردن کشورهای بالکان و نیز تاراج زندگی مردم و آواره کردن میلیونها انسان از زندگی خود. راه انداخین جنگهای قبیله ای در غرب آفریقا و نیجریه دست بکار شدند. در این ماجرا هم امپریالیستهای شرق و هم غرب در تلاش هر کدام بنحوی دیگری را آچمزکنند. آنهم با بهای جان میلیونها انسان و آوراه کردن دهها میلیون دیگر از خانه و زندگی خود. گذشته از جنگهای موجود در خاورمیانه و اروپا . با بیرون کردن آمریکا از سوریه در ۲۰۱۵ و نیز تصرف کریمه در ۲۰۱۴ از طرف روسیه .  فرار آمریکا از افغانستان در ۲۰۱۸ صحنه رقابتهای امپریالیستها عیان تر و برای جهانیان روشن شد که دروغ نظم نوین حبابی بیش نبود.  دنیا بیش از بیش دچار تنشها و رقابتهای دولتهای نماینده سرمایه داری شده است. در این رابطه آمریکا با ماموریت دادن به ناتو اروپا را درگیر یک رقابت ناخواسته کرده است. ناخواسته بدین معنا که اروپا دلش میخواست در زمینه هایی دیگر با رقبا وارد شود و تلاشش (بخصوص آلمان) برای رشد تکنیک و جلوگیری از گسترش بازار رقبا. اما با اقدامات آمریکا بوسیله ناتو در این مدت و تحریکات علیه روسیه.  در جواب روسیه با اشغال اوکراین در ۲۰۲۲ اروپا را درگیر جنگ و نیز فشار جدی به وضعیت اقتصادی اروپا وارد آورده است. گذشته از دست رفتن جان دهها هزار انسان در این مدت (که هنوز ادامه دارد...) اما دولتها  بابت آن تحمیل فقر بر مردم جامعه ،کمتر شدن و محدود کردن امکانات اجتماعی برای مردم. در این معامله نابرابر این مردم جامعه هستند که دارند تاوان جنگ ناتو را میدهند.

همچنانکه اشاره کردم در اروپا ناتو و اتحادیه اروپا صحنه گران جنگ اکراین هستند و در خاور میانه فاشیسم اسلامی و صهیونیسم دو جناح ارتجاعی و فاشیستی مذهبی میدان دار شده اند.

در اکتبر ۲۰۲۳ با حمله گروه اسلامی فاشیستی حماس به اسراییل، صهیونیسم فرصت را غنیمت شمرده و دهها هزاز مردم فلسطین را قتل عام و صدها هزار انسان دیگر را آواره و بی خانمان کرده است.( اگر چه از زمان اشغال فلسطین بوسیله صهیونیسم در ۱۹۴۷ میلونها فلسطینی جان خودرا از دست دادند و زندگیشان به تاراج رفته است) تاکنون در این جنگ تحمیلی به مردم فلسطین دو نیروی فاشیستی اسلامی و صهیونیستی قرار دارند که هر کدام نماینده بخشی از امپریالیستها غرب و شرق هستند. جنگ اوکراین و فلسطین را باید در متن رقابت امپریالیستها دید.

نگاهی کوتاه به وضعیت اقتصادی کنونی 

این را نباید فراموش کرد که در این دوره سی و اندی سال، چهار بحران اقتصادی براقتصاد دنیا تحمیل شده است. بحران سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ بحران اقتصادی ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰.  مسله کووید  و تعطیل بازار سهام و تحمیل هر چه بیشتر بی خانمانی بی بهداشتی و فقر بر جامعه که در نتیجه کووید بیش از ۱۵ میلیون انسان جان خودرا از دست دادند (البته این آمار دقیق و درست نیست زیرا کشورها آمار دقیقی از تلفات خودرا هرگز گزارش نکرند. ولی طبق آمار سازمان ملل ۱۵ میلیون نفر جان باختند. اما سازمان ملل خود اذعان میکنند خیلی بیشتر از این است)

هم اکنون از سال ۲۰۲۳ بحران چهارم اقتصادی بخصوص در اروپا دوباره یقه مردم جامعه را گرفته است. طنز مسِله در این است مردم درآمدشان کم میشود و همه ارزاق روز به روز گرانتر میشود اما بانکها سودهای سر سام آور بدست می آورند. هم اکنون با افت بازار بورس از دیروز ۵ اوت  ۲۰۲۴ باز رقابتهای اقتصادی یک فاکتور جدی تر را نشان میدهد. همه اینها نشان از بی اعتبار شدن دلار در بازار و نیز تلاش برای از میدان بدر کردن دلار از طرف کشورهای بریکس است.

گروه «بریکس» (برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای‌جنوبی، اتیوپی، امارات‌متحده‌عربی، ایران، عربستان‌سعودی و مصر) تلاش دارد که به حاکمیت و نقش هشتاد ساله دلار در بازار جهانی پایان دهد.  این رقابتها در این سالها بیشتر عیان و نیز صحنه هایی از نبرد خود با هم را جلو روی مردم جامعه گرفته اند. بهمین خاطر سایه شوم جنگ جهانی دیگر بر جامعه انسانی در حال تکامل است.

در پایان

اوضاع جهانی تصویری است از  فساد و ضد بشری بودن سیستم سرمایه داری حاکم . جامعه سرمایه داری و نقشی که سرمایداران برای تاراج هر چه بیشتر دنیا بکار میگیرند.

در همین سی و اندی سال اخیر جامعه فاسد سرمایه داری با حمله همه جانبه به طبقه کارگر آگاه و سوسیالیست ، به نابودی و حاشیه راندن تشکلهای کارگری خود را قدر قدرت میدان کردند. چه در چین، روسیه، آمریکا و اروپا سرمایه داری یک پلاتفرم دارد . ایجاد تفرقه بین جامعه در اشل های مختلف. باد زدن ناسیونالیسم و به صحنه آوردن نژادپرستی ، استفاده از مذهب و عقب نگاه داشتن اکثریت مردم جامعه از وضعیت موجود. گسترش دادن ترس و بی هویتی انسانها، تحمیل فقر بر مردم جامعه، بوسیله سیستم بانکی دست گرفتن تمامی ثروتها اجتماعی و حتی فردی . بوسیله کارت بانکی همه ثروت فردی انسانها در گرو بانک های سرمیاه داری است.

برای همه انسانهای سویالیست و برابری طلب باد این روشن باشد که تنها به میدان آمدن متحدانه طبقه کارگرآگاه و سوسیالیست جهانی میتواند پوزه فاشیسم سرمایه داری را به خاک بمالد. برای این بر همه انسانهای سوسیالیست و آزادیخواه واجب است که فاسد بودن سیستم سرمایه داری را با تمان نکته و زوایا اش جلو جامعه بگیرند و برای اتحاد و همبستگی طبقه کارگر بکوشند. ما فعالین سوسیالیت این نسل امر خطیری در پیش رو داریم . ایجاد اتحاد و همبستگی طبقاتی و نیز روشنگری و افشای هر چه بیشتر سیستم فاسد سرمایه داری.

مرگ بر جنگ

مرگ بر سیستم فاسد سرمایه داری

زنده باد سوسیالیسم